جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
White blood cell
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
white blood cells
مثالها
The doctor ordered a blood test to measure the patient 's white blood cell count as part of the diagnostic process.
پزشک دستور آزمایش خون داد تا تعداد گلبولهای سفید بیمار را به عنوان بخشی از فرآیند تشخیص اندازهگیری کند.



























