جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Whirlwind
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
whirlwinds
مثالها
In a whirlwind romance, they met, fell in love, and got married within a matter of months.
در یک عشق تندباد، آنها ملاقات کردند، عاشق شدند و در عرض چند ماه ازدواج کردند.
درخت واژگانی
whirlwind
whirl
wind



























