جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Weirdo
01
عجیب و غریب, شخص عجیب
a person regarded as very strange or eccentric
Dialect
American
Offensive
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
weirdos
مثالها
She dresses like a complete weirdo with mismatched clothes every day.
او هر روز با لباسهای نامتناسب مثل یک عجیب و غریب کامل لباس میپوشد.
02
دیوانه, مجنون
a deranged or potentially dangerous person
Dialect
American
Offensive
Slang
مثالها
She blocked the weirdo who kept sending her creepy photos online.
او دیوانهای را که به فرستادن عکسهای ترسناک به او در اینترنت ادامه میداد، مسدود کرد.



























