جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blotter
01
دفتر ثبت پلیس, دفتر روزانه وقایع
the daily record of events, such as arrests or incidents, kept at a police station
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
blotters
مثالها
The officer recorded the arrest in the blotter.
مامور دستگیری را در دفتر ثبت روزانه ثبت کرد.
02
کاغذ جذب کننده جوهر, کاغذ خشک کن جوهر
absorbent paper used to dry ink



























