جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Weal
01
برآمدگی (پوست), تورم، قلمبهشدگی
a temporary, raised, reddened area on the skin, typically caused by an allergic reaction or insect bite
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
weals
مثالها
After being stung by a bee, Sarah's skin developed a weal accompanied by itching and redness.
پس از نیش زدن زنبور، پوست سارا دچار کهیر همراه با خارش و قرمزی شد.



























