جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wastebasket
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wastebaskets
مثالها
She tossed the crumpled paper into the wastebasket under her desk.
او کاغذ مچاله شده را به سطل زباله زیر میز خود پرتاب کرد.



























