جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Warthog
01
گراز زگیلدار, گراز وحشی آفریقایی
a wild pig with a pair of tusks that lives in sub-Saharan Africa and feeds on vegetables
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
warthogs
02
انسان گراز, بیادب
a person regarded as ugly, crude, or coarse
offensive
slang
vulgar
مثالها
Nobody could ignore the warthog making a scene.
هیچکس نمیتوانست گراز زگیلدار را که صحنهای به پا کرده بود نادیده بگیرد.
درخت واژگانی
warthog
wart
hog



























