جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
War zone
01
منطقه جنگی, منطقه درگیری
a region in which a war is taking place
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
war zones
مثالها
Journalists risk their lives to report from the war zone.
روزنامهنگاران برای گزارش از منطقه جنگی جان خود را به خطر میاندازند.



























