جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wanker
01
احمق, کله خر
an annoying, stupid, or self-important man
Dialect
British
عامیانه
رکیک
مثالها
The wanker in the sports car revved his engine at the lights to show off.
احمق در ماشین اسپورت موتور خود را در چراغها روشن کرد تا خودنمایی کند.
02
کسى که استمناء مىکند, شخص خودارضایی کننده
a person who masturbates
Dialect
British
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wankers
مثالها
He's such a sad wanker, always alone in his room at night.
او یک خودارضاییکننده غمگین است، همیشه شبها تنها در اتاقش است.
03
رفیق, دوست
a friendly or casual term of address between male friends
Dialect
British
غیررسمی
مثالها
Alright, you old wanker, fancy a pint after work?
خیلی خوب، پیر احمق، بعد از کار یک پینت میخواهی؟



























