جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Volcanic eruption
01
فوران آتشفشان
the sudden release of lava, gases, and ash from a volcano
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
volcanic eruptions
مثالها
A massive volcanic eruption devastated the nearby villages.
یک فوران آتشفشانی عظیم روستاهای اطراف را ویران کرد.



























