جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vivacity
01
نشاط
the quality of being full of life and energy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Her vivacity was infectious, brightening up the entire room.
شادابی او مسری بود، تمام اتاق را روشن میکرد.
درخت واژگانی
vivacity
vivace



























