جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
virile
01
مردوار, مردآسا
displaying manly qualities or characteristics
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most virile
شکل تفضیلی
more virile
درجهپذیر
مثالها
The actor 's virile presence on stage captivated the audience with its masculinity.
حضور مردانه بازیگر روی صحنه تماشاگران را با مردانگی خود مجذوب کرد.
02
مردانه, پر انرژی
marked by robust energy and vigor
مثالها
The vine 's virile growth covered the fence in weeks.
رشد قوی تاک در عرض چند هفته حصار را پوشاند.
03
مردانه, قدرتمند
(of males) sexually potent
مثالها
After treatment, the patient was fully virile again.
پس از درمان، بیمار دوباره کاملاً مردانه و از نظر جنسی قوی شد.
درخت واژگانی
virilize
virile



























