جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
viral
01
ویروسی
caused by or related to a virus
مثالها
He was diagnosed with a viral infection that kept him bedridden for several days.
او با یک عفونت ویروسی تشخیص داده شد که او را برای چند روز بستری کرد.
02
(محتوای اینترنتی) داغ و پربازدید
(of a video, picture, piece of news, etc.) shared quickly on social media among a lot of Internet users
مثالها
The viral video featuring a funny cat quickly gained millions of views on YouTube.
ویدیوی ویروسی که یک گربه بامزه را نشان میداد به سرعت میلیونها بازدید در یوتیوب به دست آورد.
درخت واژگانی
antiviral
viral



























