جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Villainy
01
شرارت, جنایت
a wicked, criminal, or harmful action
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Villainy in the novel shocked the readers.
شرارت در رمان خوانندگان را شوکه کرد.
02
شرارت, پستی
the quality of evil by virtue of villainous behavior



























