جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vietnamese
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
My brother has a Vietnamese pen pal to practice the language.
برادرم یک دوست ویتنامی مکاتبهای دارد تا زبان را تمرین کند.
02
ویتنامی, ویتنامی
a native or inhabitant of Vietnam
vietnamese
01
ویتنامی
belonging or relating to Vietnam, its people, or language
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
She's wearing a traditional Vietnamese dress called an 'ao dai'.
او یک لباس سنتی ویتنامی به نام 'آئو دای' پوشیده است.



























