جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Verisimilitude
01
راستینمایی
the state or quality of implying the truth
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The documentary aimed for verisimilitude, presenting real events with minimal dramatic embellishment.
مستند به دنبال حقیقتنمایی بود، و وقایع واقعی را با کمترین آرایش نمایشی ارائه میداد.



























