جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Veneration
01
احترام, پرستش
deep respect or devotion toward a deity or sacred figure
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The temple was a place of veneration for generations of worshippers.
معبد مکانی برای احترام برای نسلهای پرستندگان بود.
02
احترام زیاد
a deep respect and admiration shown toward someone or something significant
مثالها
People often show veneration toward religious figures like saints and prophets
مردم اغلب احترام خود را به شخصیتهای مذهبی مانند قدیسان و پیامبران نشان میدهند.
درخت واژگانی
veneration
venerate
vener



























