جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Urchin
01
بچه شیطان, بچه بازیگوش
a mischievous or ragged child
Disapproving
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
urchins
مثالها
The urchin climbed over the fence with muddy shoes.
بچه شیطان با کفشهای گلی از روی نرده بالا رفت.



























