جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Upper crust
01
ثروتمندترین طبقه جامعه, بالاترین طبقه جامعه
the people that are of the highest class in a society
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
upper crusts
مثالها
The gala was attended by the upper crust of society.
طبقه بالا در گالاهای انحصاری و رویدادهای لوکس شرکت میکنند.



























