جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
uplifting
01
نشاطبخش
making someone feel happier, more hopeful, or more positive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most uplifting
شکل تفضیلی
more uplifting
درجهپذیر
مثالها
She gave an uplifting speech that inspired everyone in the room.
او یک سخنرانی الهامبخش ارائه داد که همه را در اتاق تحت تأثیر قرار داد.
Uplifting
01
بالا آمدن, صعود
the rise of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
درخت واژگانی
uplifting
uplift
lift



























