جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unquestioned
01
بیچون و چرا, مسلم
accepted without doubt or dispute
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most unquestioned
شکل تفضیلی
more unquestioned
درجهپذیر
مثالها
Their authority was unquestioned, and no one dared to challenge their orders.
اقتدار آنها بیچون و چرا بود و هیچکس جرأت نداشت دستوراتشان را به چالش بکشد.



























