جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unneeded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unneeded
شکل تفضیلی
more unneeded
درجهپذیر
مثالها
She removed the unneeded features from the software to simplify its use.
او ویژگیهای غیرضروری را از نرمافزار حذف کرد تا استفاده از آن را ساده کند.
درخت واژگانی
unneeded
needed



























