جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tyro
01
کارآموز, تازهکار، نوآموز
a beginner or novice in a particular field or activity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
tyros
مثالها
As a tyro in the world of painting, she eagerly absorbed techniques and styles from experienced artists.
به عنوان یک تازهکار در دنیای نقاشی، او با اشتیاق تکنیکها و سبکها را از هنرمندان با تجربه جذب کرد.



























