جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tyro
01
کارآموز, تازهکار، نوآموز
a beginner or novice in a particular field or activity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
tyros
مثالها
The young tyro showed promise in his first tennis tournament, displaying natural talent and determination.
تازهکار جوان در اولین تورنمنت تنیس خود نویدبخش بود و استعداد طبیعی و عزم را نشان داد.



























