جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
twenty-first
01
بیست و یکم, بیست و یکمین
coming or happening right after the twentieth person or thing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Her twenty-first birthday was celebrated with a grand party, marking her entrance into adulthood.
تولد بیست و یکمین او با یک مهمانی بزرگ جشن گرفته شد، که نشانگر ورود او به بزرگسالی بود.



























