جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Turtle
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
turtles
مثالها
The turtle basked lazily on a sun-warmed rock, its shell gleaming in the sunlight.
لاکپشت تنبلانه روی سنگی که آفتاب گرمش کرده بود آفتاب میگرفت، لاکش در نور خورشید میدرخشید.
02
پلیور یقه اسکی, ژاکت یقه بلند
a sweater or jersey with a high close-fitting collar
to turtle
01
شکار لاکپشت، صید لاکپشت
hunt for turtles, especially as an occupation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
turtle
سومشخص مفرد
turtles
وجه وصفی حال
turtling
گذشته ساده
turtled
اسم مفعول
turtled
02
واژگون شدن, برگشتن
overturn accidentally



























