جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Turd
01
پست, بی ارزش
a contemptible or worthless person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
That lying turd stole money from his own grandmother.
آن آدم پست دروغگو پول را از مادربزرگ خودش دزدید.
02
مدفوع, گه
a piece of feces
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
turds
مثالها
The dog left a massive turd right in the middle of the walkway.
سگ یک گه بزرگ را دقیقاً در وسط پیادهرو گذاشت.



























