جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tributary
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tributaries
مثالها
The Volga River, Europe 's longest river, is sustained by tributaries like the Kama and the Oka, forming an extensive network throughout Russia.
رودخانه ولگا، طولانیترین رودخانه اروپا، توسط شاخههایی مانند کاما و اوکا تغذیه میشود و شبکهای گسترده در سراسر روسیه تشکیل میدهد.
tributary
01
مشارکتکننده, کمککننده
helping cause something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Several factors were tributary to the company's financial collapse.
چندین عامل مؤثر در فروپاشی مالی شرکت بودند.
02
خراجگزار, وابسته
paying tribute or owing allegiance to a more powerful state or ruler
مثالها
The kingdom remained tributary to the empire for over a century.
پادشاهی برای بیش از یک قرن خراجگذار امپراتوری باقی ماند.
03
رودخانه فرعی, جاری به درون
(of a river or stream) flowing into a larger body of water
مثالها
Numerous small streams are tributary to the main river.
جریانهای کوچک متعددی شاخههای فرعی رودخانه اصلی هستند.



























