جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Traveler
01
مسافر
a person who is on a journey or someone who travels a lot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
travelers
مثالها
As a solo traveler, she appreciated the freedom to create her own itinerary.
به عنوان یک مسافر تنها، او از آزادی در ایجاد برنامه سفر خود قدردانی کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
traveler
travel



























