جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Biro
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
biros
مثالها
He grabbed a biro from the drawer to write a quick note before heading out.
او یک خودکار از کشو برداشت تا قبل از رفتن یک یادداشت سریع بنویسد.
LanGeek



























