جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Town hall
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
town halls
مثالها
The mayor held a meeting at the town hall to discuss community concerns.
شهردار در تالار شهر جلسهای برگزار کرد تا نگرانیهای جامعه را مورد بحث قرار دهد.



























