جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tosser
01
یک احمق, یک نادان
a stupid, annoying, or pathetic person
Dialect
British
Slang
Vulgar
مثالها
Some tosser on the train was playing music out loud without headphones.
یک احمق در قطار موسیقی را بدون هدفون با صدای بلند پخش میکرد.
02
پرتابکننده سبک, پرتابکننده با کف دست به سمت بالا
someone who throws lightly (as with the palm upward)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tossers
03
مستمنی, خودارضایی کننده
a person who masturbates
Dialect
British
Slang
Vulgar
مثالها
The lads joked that the single guy must be a professional tosser by now.
بچهها شوخی کردند که مرد مجرد حتماً الان یک خودارضاییکننده حرفهای است.



























