جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
torrid
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
torridest
شکل تفضیلی
torrider
درجهپذیر
مثالها
The desert experienced torrid temperatures, reaching well above 100 degrees Fahrenheit.
بیابان دمای سوزان را تجربه کرد، که به بالای 100 درجه فارنهایت رسید.
02
آتشین (عشق و...), پرشور
filled with strong emotions and being passionate especially when it comes to sexual love
مثالها
They shared a torrid kiss that left them both breathless.
آنها بوسهای سوزان را تقسیم کردند که هر دو را بینفس گذاشت.



























