جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Topography
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Satellite data revealed the island 's rugged topography.
دادههای ماهوارهای توپوگرافی ناهموار جزیره را آشکار کردند.
02
مساحی, نقشهبرداری، مکاننگاری
a detailed study or mapping of the surface features of a region
مثالها
Modern drones have revolutionized topography and terrain analysis.
پهپادهای مدرن انقلابی در توپوگرافی و تحلیل زمینشناسی ایجاد کردهاند.



























