جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bimbo
01
زن زیبای کمهوش
an attractive but unintelligent or stupid woman
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bimbos
مثالها
The guys at the bar dismissed the blonde waitress as just another bimbo.
مردها در بار پیشخدمت بلوند را به عنوان فقط یک بیمبو دیگر رد کردند.



























