جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آزمودن, امتحان کردن، محک زدن
مکانیک ترمزهای ماشین را آزمود تا مطمئن شود که به درستی کار میکنند.
آزمایش گرفتن, آزمایش کردن
قبل از شروع درمان، دندانپزشک دندانها و لثههای شما را آزمایش خواهد کرد.
سنجیدن, آزمایش کردن، آزمون گرفتن
معلم مهارت های ریاضی دانش آموزان را با یک امتحان زمانبندی شده آزمایش خواهد کرد.
عمل کردن (در آزمون خاصی)
او در امتحان ریاضی خوب آزمون داد و نمره A+ گرفت.
نشان دادن, بودن
او پس از معاینه معمول تست مثبت دیابت داد.
آزمون دادن
نامزدها فردا آزمون خواهند داد تا واجد شرایط بودنشان برای شغل مشخص شود.
آزمودن, امتحان کردن
آزمایشگاه قبل از اینکه آب برای نوشیدن ایمن تلقی شود، آلایندههای موجود در آن را آزمایش خواهد کرد.
آزمون, امتحان، تست
پس از آزمون زبان، معلم بازخوردی ارائه داد تا به دانشآموزان در بهبود مهارتهای زبانیشان کمک کند.
آزمایش (پزشکی), تست
پزشک یک آزمایش خون را برای بررسی عفونتها برنامهریزی کرد.
آزمایش, تست
دانشمند یک آزمون برای اندازهگیری سطح pH محلول انجام داد.
تست شخصیت, تست هوش
امتحانکردن
درخت واژگانی



























