جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to team up
01
متحد شدن, دستبهدست هم دادن
to join or collaborate with others as a team to work towards a shared purpose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
team
زمان حال
team up
سومشخص مفرد
teams up
وجه وصفی حال
teaming up
گذشته ساده
teamed up
اسم مفعول
teamed up
مثالها
The athletes teamed up to train for the championship.
ورزشکاران همکاری کردند تا برای قهرمانی تمرین کنند.



























