جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tall order
01
درخواست غیرمنطقی, درخواست سخت
a very difficult or unreasonable request
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
tall orders
مثالها
Asking one teacher to manage sixty students alone is a tall order.
خواستن از او که بدون هیچ آموزش قبلی اورست را صعود کند درخواست دشواری است. این کار نیاز به تجربه گسترده کوهنوردی و آمادگی جسمانی دارد.



























