جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to talk out of
[phrase form: talk]
01
منصرف کردن
to advise someone against doing something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out of
فعل پایه
talk
زمان حال
talk out of
سومشخص مفرد
talks out of
وجه وصفی حال
talking out of
گذشته ساده
talked out of
اسم مفعول
talked out of
مثالها
They tried to talk her out of buying the expensive dress.
آنها سعی کردند او را از خرید لباس گران قیمت منصرف کنند.



























