جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tailoring
01
خیاطی, دوخت لباس
the occupation, skill, or work of a tailor, involving making, altering, or repairing clothes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
tailorings
مثالها
She studied tailoring at a fashion school.
او در یک مدرسه مد خیاطی خواند.
درخت واژگانی
tailoring
tailor



























