جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Big brother
01
تمامیتخواه
a powerful person or organization that invades people's privacy by controlling and monitoring their actions
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
Many people fear that the new system will turn the government into Big Brother.
اقدامات جدید نظارتی که توسط دولت اجرا شده است، نگرانیهایی درباره زندگی در یک جامعه برادر بزرگتر به وجود آورده است.
02
برادر بزرگتر, برادر بزرگ
an older brother
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
big brothers



























