جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sweep somebody off one's feet
01
شیفته و مجذوب کردن, از خود بیخود کردن
to make someone have intense romantic feelings for one
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
He swept her off her feet with his charm.
با جذابیتش او را شیفته و مجذوب کرد.



























