جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Success
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
successes
مثالها
His hard work and determination finally led to the success he had been striving for.
سختکوشی و عزم او در نهایت به موفقیتی که برایش تلاش میکرد منجر شد.
02
موفقیت, دستاورد
an attainment that is successful
03
موفقیت, کامیابی
a state of becoming rich, famous, or getting a high social status
04
موفقیت, برنده
a person with a record of successes
درخت واژگانی
successful
succession
successor
success



























