جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stripy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stripiest
شکل تفضیلی
stripier
درجهپذیر
حوزه
pattern, appearance, textiles
مثالها
She wore a stripy sweater with alternating red and white lines.
او یک پلیور راهراه با خطوط قرمز و سفید متناوب پوشیده بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
stripy
strip



























