جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Starboard
01
ستاربورد, سمت راست کشتی
the right side of a ship or aircraft to someone who is aboard and facing the bow or nose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
starboard
01
ستاربورد, در سمت راست
located on the right side of a ship or aircraft
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
to starboard
01
ستاربورد, به راست پیچیدن
turn to the right, of helms or rudders
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
starboard
سومشخص مفرد
starboards
وجه وصفی حال
starboarding
گذشته ساده
starboarded
اسم مفعول
starboarded



























