جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spinning top
01
فرفره, اسباب بازی چرخشی سنتی
a traditional toy that spins around a central axis when set in motion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
spinning tops
مثالها
He spun the colorful spinning top on the floor, watching it whirl smoothly.
او فرفره رنگارنگ را روی زمین چرخاند و تماشا کرد که چگونه به نرمی میچرخد.



























