جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spinning top
01
فرفره, اسباب بازی چرخشی سنتی
a traditional toy that spins around a central axis when set in motion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
spinning tops
مثالها
The child laughed as the spinning top wobbled before finally toppling over.
کودک خندید در حالی که فرفره قبل از اینکه finalmente بیفتد تاب می خورد.



























