جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sot
01
مست, الکلی
a person who habitually drinks alcohol to excess or is a chronic drunkard
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
sots
مثالها
That sot stumbled out of the bar before sunrise.
آن مست قبل از طلوع آفتاب از بار لرزان خارج شد.
درخت واژگانی
sottish
sot



























