جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soppy
01
بیش از حد احساساتی
emotional in a way that might be considered overly romantic or sentimental
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
soppiest
شکل تفضیلی
soppier
درجهپذیر
مثالها
The movie was so soppy that it made everyone cry.
فیلم آنقدر احساساتی بود که همه را به گریه انداخت.
02
خیس خیس, کاملا خیس
wet through and through; thoroughly wet



























