جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Soporific
01
خواب آور, هیپنوتیک
a substance that induces sleep
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
soporifics
مثالها
The patient was given a soporific to help with insomnia.
به بیمار یک خوابآور داده شد تا به بیخوابی کمک کند.
soporific
01
کرختکننده, دارای اثر خوابآور
causing one to become sleepy and mentally inactive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most soporific
شکل تفضیلی
more soporific
درجهپذیر
مثالها
The lecture was so soporific that several students struggled to stay awake.
سخنرانی آنقدر خوابآور بود که چندین دانشجو برای بیدار ماندن تقلا کردند.
درخت واژگانی
soporific
soporif



























