جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sooty
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
sootiest
شکل تفضیلی
sootier
درجهپذیر
مثالها
His sooty hands showed that he had been working on the engine.
دستهای دودهگرفته او نشان میداد که روی موتور کار کرده است.
02
پوشیده از دوده, سیاه از دوده
covered with or as if with soot
درخت واژگانی
sootiness
sooty
soot



























